چرا همیشه یک دلیل برای آمدن داریم وهزار بهانه برای نیامدن؟!
دل دیوونه ای دل٬ ای بی نشونه ای دل
ندونستی زمونه نا مهربونه ٬ای دل
وقتی شکستی از عشق٬عاشق شدی دوباره
ندونستی محبت خریداری نداره
دل دیوونه ای دل٬ ای بی نشونه ای دل
ندونستی زمونه نا مهربونه٬ ای دل
حرفای عاشقونه وقتی پر از فریبه
دنیا به چشم عاشق یه دنیای غریبه
اون که امروز آشنامه٬اوج عشقش تو صدامه
می ره فردا بی بهونه٬درد عشق و کی می دونه
یه کاری کن خدا یا من از این دل جدا شم...
هر ستاره شبیست که از تو دورم
آسمان چه پر ستاره ست
من از یک شکست عاشقانه می آیم بگذار همه برای این اعتراف تلخ
سر زنشم کنند...
قیمت وفا شاید گران تر از آن بود که بهانه ی دوست داشتنی زندگی ام از
عهده ی داشتنش بر آید
سقف اعتماد تعمیری ست ٬مدام چکه می کند٬آغوش ترانه ها همچنان از
عطر تن او که باید پر باشد خالی ست٬
نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را.
ای دل تنها چیه چشم انتظاری؟
آه٬یه لحظه یه دم آروم نداری
مثله زمستون تو حسرت بهاری
باز عشقت خیمه زد رو خونم
باز یادت آتیش زد به آشیونم
باز بی تو باید تنها بمونم
بیا سکوت لبهات هنوز حرمت خونست
پرنده ی دل من ٬هنوز بی آشیونست
بیا پر از امیده هنوز این دل خسته
هنوز به پای چشمات ٬پای عشقت نشسته
مراقبم بود رها می کردم آرزویم بود که برای یکبار هم که شده
تنها از خیابان زندگی رد شوم حالا که دیگر نمی شود بچه بود و
فقط می شود عاشق بود از سر بچگی٬ هرچه وسط خیابان زندگی
سر به هوا می دوم هیچکس حاضر نمی شود دستم را بگیرد و
برای لحظه ای حتی مراقبم باشد.
نیاز عاشقان معشوق را بر ناز می دارد
تو سر تا پا وفا بودی ترا٬من بی وفا کردم
نمی دانستم بزرگ را دو جور معنی می کنند
بزرگ در لغت نامه ی آنها یعنی مشهور و
من اینگونه معنایش می کنم:
کسی که عاشقش را کوچک نکند٬ وقتی که خودش بزرگ می شود
هیچوقت بلد نبودم خوب بنویسم شایدم فقط بلد بودم که حرفامو تو دلم نگه دارم آخه فکر می کردم که....الان اومدم تا یکم بنویسم
خیلی وقته که ساکتم همه چیزو بخاطر یه دروغ خیلی بزرگ تحمل کردم دروغی که شاید نا خواسته گفتم آره آره می دونم دروغ دروغه اما من نمی خواستم اینجوری بشه اما شد...
و من همیشه متهم بودم همیشه متهم به دروغ گویی به اینکه با زندگیه یه آدم بازی کردم همیشه میگفت تو منو داغون کردی٬ خوردم کردی ٬من اگه می دونستم هیچوقت شروع نمی کردم باهات...
من همیشه ساکت بودم چون بخاطر دروغم حق رو بهش میدادم اولا بداخلاق نبود٬ هنوزم مهربون بود باهام٬ اما کم کم عوض شد و من به جای اینکه از اینکه بهش حقیقت رو گفتم خوشحال باشم به حماقتم میخندیدم خیلی بد شد خیلی راحت بهم توهین می کرد و منو متهم میکرد به کارای نکرده و حتی ....
همیشه این سوال تو ذهنم بود مگه اون نمی گفت منو هر جور که هستم ٬دوست داره ؟مگه نمی گفت منو به خاطر الانم دوست داره ؟پس چی شداون حرفا ؟؟؟!!! اون الان منو دیده بود اون منو به خاطر الانم انتخاب کرده بود پس اون حرفا چی شد؟![]()
من دوسش داشتم خیلی دوسش داشتم الانم دوسش دارم اما نمی دونم حس اون نسبت به من چیه؟دیگه نمی دونم دوسم داره یا نه ![]()
من دیگه نمیتونم تحمل کنم مگه می شه آدم یه نفر و دوست داشته باشه و خیلی راحت عذابش بده اذیتش کنه خیلی راحت از جدایی حرف بزنه ؟مگه می شه یه روز بگه دوست دارم ۱۰ روز بگه هیچ حسی ندارم؟
به خدا منم آدمم منم دل دارم یعنی من حق زندگی کردن ندارم ؟یعنی من حق ندارم دوست داشته باشم؟ خیلی داغونم دلم می خواد یکم آرامش داشته باشم ٬دلم می خواد یه شب با خیال راحت بخوابم و دیگه کابوس نبینم...
خیلی خستم آخه یکی نیست بگه منم دل دارم آخه چرا نمی خواد بفهمه که من چقدر دوسش دارم چقدر خاطرش واسم عزیزه وای خدای من به دادم برس خواهش می کنم به دادم برس...![]()
ای ستاره ٬ای ستاره ی غریب
ما اگر زخاطر خدا نرفته ایم
پس چرا به داد ما نمی رسد؟؟؟؟
ما صدای گریه مان به آسمان رسید
از خدا چرا صدا نمی رسد؟؟؟؟
کیه که بفهمه...
اطرافت آدمایی هستن که فقط بلدن
سرشونو به نشونه ی تاسف
تکون بدن و الکی می گن درک درک
می کنیم.
خیلی داغونم خیلی....

بچه که بودم فقط بلد بودم تا ۱۰ بشمارم
نهايت هر چيزی همين ۱۰ تا بود
از بابا که بستنی می خواستم ۱۰ تا می خواستم
مامانمو ۱۰ تا دوست داشتم
خلاصه ته دنيا همين ۱۰ تا بود و اين ۱۰ تا
خيلی قشنگ بود....
ولی حالا نمی دونم ته دنيا چقدره؟
نهايت دوست داشتن چندتاست؟
انگار خيلی حريص تر شدم
۱۰ تا بستنی هم کفافمو نمی ده!!!
اما می خوام بگم دوست دارم..........
می دونی چقدر؟؟؟؟
به اندازه ی همون ۱۰ تای بچگی...........
امروز شنیدم که رفته ای...
و دلم باز شکست و تنم باز گریست
و نگاهم پی یاری گم شد...
من چه تلخم امروز...
................................................................
چون شب آخر عزم سفر کرد ٬لرزه ی عالم٬ بر تنم افتاد
بار خدایا !جز تو که داند٬ وقت وداعش من چه کشیدم؟![]()
.....................................
کاش که دل هیچکسی هیچوقت بارونی نشه
از عذاب رفتن تو ٬ می سوزم تو اوج غربت
واسه ی بودن با تو ... ندارم یه لحظه فرصت
اینجا اشک تو چشامو به کسی نشون ندادم
اگه بشکنه غرورم ٬خم به ابرو نمیارم
وقتی نیستی هرچی غصه ست تو صدامه
وقتی نیستی هرچی اشک تو چشامه
از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه ی رفتنت می سوزم
کاش که بودی و می دیدی که چی آوردی به روزم
حالا عکست تنها یادگاره از تو ٬
خاطراتت تنها باقی مونده از تو
وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش می زنه به این وجودم
کاش از اول نمی دونستی من عاشق تو بودم