تبليغاتX
چشمای نازت مونده به یادم
 

من کلبه خوشبختی تو را روزی با گلهای شوقم فرش

خواهم کرد و برایت سایبانی از جنس پروردگار

خواهم ساخت و

قشنگترین لحظه هایم را پای ساده ترین دقایقت خواهم

ریخت تا باز هم بدانی که من عاشق ترین پروانه ات

بودم و مجنون ترین دیوانه ات هستم و چه بخواهی و چه

نخواهی دوستت دارم و خواهم داشت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 11:50  توسط ترانه  | 

 

وقتی به دنیا میای در گوشت اذان می گن

وقتی از دنیا می ری واست نماز می خونن

زندگی چقدر کوتاهه

فاصله اذان تا نماز...

لیلای عزیزم

باورم نمی شه که الان زیر خروارها خاک خوابیدی،

 اون رفت و راحت شد و غم نبودنش رو واسه بقیه گذاشت،

 چقدر سخته ....

اگه می شه یه فاتحه بخونید واسش، ممنونم

رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی/ قانون جنگل زیر پا گذاشتی

این جا قهرن سینه ها با مهربونی/ تو،تو جنگل نمی تونستی بمونی

دلت بردی با خود یه جای دیگه/ اونجا که خدا برات لالائی می گه

می دونم می بینمت یه روز دوباره/ توی دنیایی که آدمک نداره

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 21:14  توسط ترانه  |