تبليغاتX
چشمای نازت مونده به یادم -

 

خانه دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار .

آسمان مکثی کرد.

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

"نرسیده به درخت ، کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است

و در آن عشق به اندازه پر های صداقت آبیست .

می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ،سر بدر می آرد ،

دو قدم مانده به گل،

پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد.

در صمیمیت سیال فضا ،خش خشی می شنوی :

کودکی می بینی رفته از کاج بلندی بالا ، رفته از کاج بلندی بالا ،جوجه بردارد از لانه ی نور

و از او می پرسی

خانه دوست کجاست؟ 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 19:47  توسط ترانه  |