تبليغاتX
چشمای نازت مونده به یادم - با تو بودن
 

من و آوای گرمت را شنودن

 
بدین آوا غم دل را زدودن

از اول کار من دلدادگی بود

ولیکن شیوه ی تو دل ربودن

گرفت از من مجال دیده بستن

همه شب بر خیالت در گشودن

قرار عمر من بر کاستن بود

تو را بر لطف و زیبایی فزودن

غم شیرین دوری بر من آموخت

سخن گفتن غزل خواندن سرودن

من و شب های غرببت تا سحرگاه

چو شمعی گریه کردن نا غنودن

چه خوش باشد غم دل با تو گفتن

وزان خوشتر امید با تو بودن 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 8:53  توسط ترانه  |